نام شناسی و ریشه واژه ها

اگر كسانی كه نمی دانند خاموش باشند و نظری ندهند؛ هیچ اختلافی پدید نمی آید.

جمعه 1393/01/1

ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • یکشنبه 1391/05/8

    آسیه= شفا دهنده

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 1390/06/16

    نام پسرانه عربی . فرزند اسماعیل بن ابراهیم نیای قبایل عرب در شمال.
    شاید ار ریشه واژه عبری اِدِن باشد به معنی لذّت ، خوشی و بهشت زمینی .برابر سِفْر تکوین در تورات جایگاه خوشی ها و نعمت های روی زمین است و جایی است که خداوند آدم و حوّاء را جای داد . بهشت روی زمین .

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • سه شنبه 1389/09/9

    سَ یْ یِ د ==» سَیِّد بر وزن فَیعِـل و در اصل سَیْــوِد بوده که سید شده است . معنی آن سَروَر و آقا است . در میان شیعیان ایران و عراق و لبنان به کسانی گفته می شود که خود را از نسل پیامبر می دانند . ریشه واژه سید در این حدیث پیامبر اسلام (ص) است .

    {الحسن و الحسین سیّدا شَبابِ أهلِ الجنّة.}

    حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشت هستند.

    در میان اهل سنت مثلاً در عربستان سعودی اصطلاح شَریف به جای آن به کار می رود . مانند ملک حسین پادشاه فقید اردن که شریف حسین نیز نامیده می شد . أنـا مِـن شُرَفاء : یعنی من از سادات هستم . در کشورهایی مانند عربستان و عراق عدّه ای که خود را از نسل پیامبر می دانند کمند ولی در ایران شاید ده در صد جمعیت بر این باورند که از نسل پیامبر اسلام (ص) هستند .

    معنی سید در لغتنامه ها :

    سید. [ س َی ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) پیشوا. مهتر قوم . سردار. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). مهتر. (دهار) :
    اما سادات جمع الجمع سادة است. سادة به معنی خانم ها نیست . بلکه به معنی آقایان است . پس سادات نیز که جمع آن است به نظر بنده نباید برای خانم ها به کار رود . مثلاً به جای مریم سادات باید گفته شود سیده مریم .هرچند در برخی منابع خلاف نظر من وجود دارد . مثال:

    سادات . (ع اِ) جمع سادت (سادة) است که در اصل سَیَدة بود، جمع تکسیر سائد، و سائد بر وزن فاعل بمعنی سید است . پس سادات جمع الجمع سائد باشد نه جمع سید. (غیاث ) (آنندراج ). مهتران :

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 1389/07/15

    پیشینیان ما برای نشان دادن اندازه مهرشان به بزرگان دین چنین می کرده اند و گاهی نیز برای فروتنی چنین می کرده اند . منظورشان از غلامعلی یعنی كسی كه به علی (ع) ارادت دارد و خدمتگزار اوست. غلام نامی است که ایرانیان بر سر نامهایی چون رضا ، علی و حسین می آوردند و گاهی نیز نام غلام را به تنهایی بر فرزندان پسر خود می نهادند . حال آنکه عرب چنین نمی کند. چون معنایش را می داند. خوشبختانه امروزه به جای نامهایی چون غلامحسین ،غلامعلی و غلامعباس؛ امیر حسین، امیرعلی و امیرعباس به کار می برند . انصافاً  امیر حسین زیباست یا غلامحسین؟ امیر فرمانرواست و غلام نوكر و پسربچه و برده. پس شایسته است كه اندرز بزرگان دین را در نامگذاری فرزندانمان به كار بگیریم.

    غلام در صفحه 1532 فرهنگ عربی فارسی لاروس :

    پسربچه ، کودک ، مزدور ، بنده ، برده . جمع آن غِلمان

    غلامة نیز کنیزک است که خوشبختانه در فارسی راه نیافت . غلام بیشتر به معنی پسربچه ی برده است . پسرکی که در جنگ به دست عرب اسیر و به بردگی کشیده شده است .

    در کتاب قرآن نیز غلام به صورت غِلمان ( حالت جمع) آمده و همانند حوریان که مؤنثند این مذکرها نیز در خدمت بهشتیانند.

     مانند واژه ی « حقیر » در نامه نگاری های رسمی که هیچ گاه عرب به خود نمی گوید حقیر ولی ما می گوییم . حال آنکه حقیر دشنامی بس گزنده و ناسزاوار است .حقیر یعنی پست و فرومایه .چرا من خودم را چنین بنامم  من که بهترین آفریدگان ( اشرف مخلوقات ) هستم.

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :9
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  
    شمارنده سایت

    پیج رنک سایت


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • آگاهی ها و نگاشته های این تارنما از نگاه شما چگونه می باشد ؟





    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :