نام شناسی و ریشه واژه ها
گروه آموزشی عربی

وام واژه های فرانسوی در زبان پارسی

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 1389/11/11   ساعت 08 و 07 دقیقه و 59 ثانیه

نوع مطلب :ریشه یابی چند واژه ،

کاری از دوست گرامی آقای مهدی ویسی

واژه های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی به کار رفته اند  فراوان یافت می شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که بیشتر  پیوندهای ایران و غرب، با فرانسویان بوده است. برخی از این واژگان و برابر فرانسوی آن در زیر فهرست شده اند:

 

الف

ادکلن(eau de cologne)
اپل (
épaule) به معنی شانه
اپیدمی (
épidémie)
اتیکت (
étiquette)
اشانتیون (
échantillon) به معنی نمونه
اشل (
échelle) به معنی نردبان
اکران (
écran)
اکیپ (
équipe)
املت (
omelette)
اوٍرت (
ouvert) به معنی باز (open).
اورژانس (
urgence)
اوریون (
oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.
ایده (
idée)
آباژور (
abat-jour)
آبسه (
abcès) به معنی چرک و ورم چرکی
آژان (
agent)
آژانس (
agence)
آسانسور (
ascenseur)
آلرژی (
allergie)
آمپول (
ampoule)
آناناس (
ananas)
آنکادر کردن (
encadrer)
آوانتاژ (
avantage) به معنی فایده و منفعت است.
آوانس (
avance

 

 

ب

باکتری (bactérie)
بالکن (
balcon)  ولی ریشه دورتر آن بالاخانه است که فارسی است و از ترکی استانبولی به صورت بالاکان به غرب رفته است . در استانبولی خ به ک تبدیل می شود .
بانداژ (
bandage)
بلیط (
billet) که در زبان فرانسه "بیه" تلفظ می شود
برس (
brosse)
بروشور (
brochure)
بلوز (
blouse)
بن ساله (
bon salé) به معنی خوش نمک
بوروکراسی (
bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.
بوفه (
buffet)
بولتن (
bulletin)
بیسکویت (
biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!
بیگودی (
bigoudis

 

 

پ

پاپیون (papillon) به معنی پروانه
پاتیناژ (
patinage)
پاساژ (
passage)
پاندول (
pendule)
پانسمان (
pansement)
پاویون (
pavillon)
پروژه (
projet)
پروسه (
process)
پلاک (
plaque)
پلاکارد (
placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.
پماد (
pommade)
پنس (
pinces)
پورتفوی (
portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.
پونز (
punaise)
پوئن (
point) به معنای امتیاز
پیژامه (
pyjama) ولی اصل آن پارسی و پاجامه است
پیست (
piste)

 

 

ت

تابلو (tableau)
تن (ماهی) (
thon)
توالت (
toilette)
تومور (
tumeur)
تیره یا خط تیره (
tiret)
تیراژ (
tirage

 

د

دز (dose)
دوش (
douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است
دیسک (
disque)
دیسکت (
disquette

 

ر

رادیاتور (radiateur)
رژیم (
régime)
رفراندوم (
référendum)
رفوزه (
refusé)
روبان (
ruban)
روب دشامبر (
robe de chambre) به معنی لباس خانه. 

 

 

ژ

ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.
ژانر (
genre)
ژست (
geste)
ژله (
gelée)
ژوپ (
jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.
ژورنال (
journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.
ژیله (
gilet
 

س

ساتن (satin)
سالن (
salon)
سس (
sauce)
سنکوپ (
Syncope)
سوتین (
soutien gorge)
سوژه (
sujet

 

ش

شاپو (chapeau)
شارلاتان (
charlatan)
شاسی (
châssis)
شال (
châle)
شانس (
chance)
شانتاژ (
chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است
شوالیه (
chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است
شوسه (
chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.
شوفاژ (
chauffage)
شوفر (
Chauffeur)
شومینه (
cheminée

 

ط

طلق (talc

 

ف

فابریک (fabrique) به معنی کارخانه
فلش (
flèche)
فویل (
feuille) به معنی ورقه یا برگه.

 

ک

کاپوت (capot)
کارتابل (
cartable) به معنی کیف مدرسه
کاسکت (
Casquette)
کافه (
café)
کافه گلاسه (
café glacé)
کامیون (
camion)
کامیونت (
camionnette)
کاناپه (
canapé)
کتلت (
côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.
کراوات (
cravate)  ولی ریشه دورتر آن همان خروآت است که پارسی است. 
کرست (
corset)
کریدور (
corridor)
کلیه (
Collier) به معنی گردن بند و cou به معنی گردن است.
کمدی (
comédie)
کنسانتره (
concentré)
کنسرو (
conserve)
کنسرواتور (
conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است
کنکور (
concours)
کودتا (
Coup d'État)
کوران (
courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می رود.
کورس (
course)
کوسن (
coussin) به معنی نازبالش 

 

 

گ

گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است
گارسون (
garçon)
گیشه (
guichet

 

ل

لژ (loge)
لوستر (
lustre)
لیسانس (
licence

 

م

مامان ولی در فارسی ماما یا مام نیز به کار می رود. 
مانتو (
manteau)
مانکن (
mannequin)
مایو (
maillot)
مبل (
meuble)
مرسی (
merci)
مزون (
maison) به معنی خانه است
مغازه (
magasin) خود در اصل از عربی مخزن.
موزه (
musée)
موکت (
moquette)
میزانسن (
mise en scene)
میلیارد (
milliard

 

 

ن

نایلون (nylon

 

و

وانیل (vanille)
ویتامین (
vitamine)
ویترین (
vitrine)
ویراژ (
virage)
ویلا (
villa)



نوشته شده توسط:عادل اشکبوس
نظرات() 


برچسب ها: وام واژه های فرانسوی در زبان پارسی، تأثیرات فرانسوی در فارسی، تاثیر فرانسه در فارسی، کلمات فرانسوی در فارسی، واژگان فرانسوی در فارسی، کلمات دخیل فرانسه در فارسی، واژگان بیگانه در فارسی،
mosaib
دوشنبه 1392/10/23 ساعت 15 و 32 دقیقه و 43 ثانیه
ایده به احتمال زیاد فارسیه اگه بعضی از واژه ها در فارسی وفرانسوی یا انگلیسی یکه دلیلش اینه که این اقوام قبلا در یه جا زندگی میکردند (اقوام هنداروپایی)
شنبه 1392/09/9 ساعت 11 و 42 دقیقه و 55 ثانیه
خیلی عالی مقسی بوکو
هانیه
پنجشنبه 1392/06/14 ساعت 22 و 04 دقیقه و 38 ثانیه
وای چه باهال
مرسده
سه شنبه 1392/03/21 ساعت 21 و 44 دقیقه و 11 ثانیه
در كتاب كلو ئو پاترا نوشته صابون برای اولین بار در دوران كلوئوپاترا و از زبان مصری امده
فرید حاجی آقازاده
شنبه 1390/12/13 ساعت 21 و 39 دقیقه و 45 ثانیه
با سلام خدمت مدیر محترم وبلاگ
من کتابی به لطف خداوند در این زمینه تالیف کرده ام " وام واژگان فرانسوی در زبان پارسی" این کتاب رو از منابع معتبر فارسی و فرانسوی نوشتم.
نکته : زبان انگلیسی و فرانسه در دسته ای بسیار بزرگ به اسم هندو-اروپایی در یک دسته اند و نمی توان گفت هم ریشه اند چون انگلیسی از دسته ی ایتالیک - رومانس هستش ولی فرانسوی از ژرمنیک.
پاسخ عادل اشکبوس : سپاس فرید عزیز
کلک بلوچستان
دوشنبه 1389/11/18 ساعت 14 و 08 دقیقه و 46 ثانیه
با سلام خدمت استاد ارجمند.ممنون خیلی استفاده کردیم.ما هم به تبعیت از شما استاد گران قدر به ریشه شناسی واژگان بلوچی می پردازیم.قدم رنجه بفرمایید مسرور خواهیم شد.با تشکر
پاسخ عادل اشکبوس : به به چه خبر خوبی مشتری شما شدم
اشکان بختیاری
یکشنبه 1389/11/17 ساعت 21 و 15 دقیقه و 02 ثانیه
خیلی عالی بود
اشکان بختیاری
یکشنبه 1389/11/17 ساعت 21 و 14 دقیقه و 28 ثانیه
عزیزان بعضی کلمه ها در همه ی زبان های دنیا به کار می رن الان کلمه ی آقای قره داغلی داده اینا می شن

گیومه تو انگلیسی و فرانسوی و زبان های دیگه به کار می ره

کروشه یه کلمه ی کاملا فارسیه که داخل انگلیسی بهش میگن بر کت

پرانتز به فارسی میشه کمانک

ویرگول یه کلمه ی کاملا فارسیه که خارجیا بهش میگن کما

پراگراف یه کلمه ی خارجیه ما بهش میگیم پرگرد

فرمول یه کلمه ی خارجیه ما بهش میگیم ورد

ماتریس یه کلمه ی بین الملییه داخل همه ی زبانها به کار میره

انتگرال معانی مختلف داره تو مهندسی بهش میگن تابع اولیه

ایگرگ یه کلمه ی فرانسوی که داخل همه ی زبان ها نفوذ کرده

ایکس و زد در همه ی زبان ها به کار میرن

پاینده ایران زمین


شیما
یکشنبه 1389/11/17 ساعت 00 و 12 دقیقه و 08 ثانیه
واقعا وبلاگ جالب و پرمحتوایی دارید
آرش
شنبه 1389/11/16 ساعت 00 و 23 دقیقه و 38 ثانیه
جالب بودن مرسی آقای اشکبوس فکر کنم بودجه هم فرانسوی باشه درسته؟
پاسخ عادل اشکبوس : بله
حاتمی
جمعه 1389/11/15 ساعت 14 و 50 دقیقه و 19 ثانیه
بسیار عالی بود و جالب.شما که اینقد متخصص در امر نام شناسی و ریشه واژه ها هستید لطفا در باره ی اسم های اصیل ایرانی و یا اسم ها ی رایج در اقوام ایرانی و معانی آنها هم مطلب بنویسید.ممنونم.
چهارشنبه 1389/11/13 ساعت 04 و 04 دقیقه و 09 ثانیه
دکلمه
آپارتمان
افه (افه آمدن) effet
قره داغلی
سه شنبه 1389/11/12 ساعت 22 و 35 دقیقه و 35 ثانیه
با سلام

من هم شنیده ام كه كلمات زیر فرانسوی هستند

کروشه، گیومه، ایکس (X)، ایگرک (Y)، زد (Z)، پرانتز، ویرگول، پاراگراف، هاش (H)، انتگرال، ماتریس و فرمول
س.ب.ب
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 17 و 03 دقیقه و 35 ثانیه
سپاس
بسیار سودمند و زیبا بود
افشین
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 16 و 52 دقیقه و 15 ثانیه
سلام
فرمایشات شما درست . اما ...
بسیاری از این واژگان به تازگی وارد زبان ما شده نه در زمان قاجار مثلا" در زمان قاجار که شوفاژ نبوده !
یا اگر بوده موکت نبوده !
یا اگر بوده دیگه کنکور نبوده !!!
پاسخ عادل اشکبوس : بله حرف شما درسته ولی من هم نگفتم که فقط مربوط به دوره قاجاره
احمدرضا جوادی
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 16 و 32 دقیقه و 11 ثانیه
مثل همیشه عالیه
از صداقت شما که منبع اصلی را ذکر کرده اید سپاسگزارم
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 16 و 13 دقیقه و 08 ثانیه
بیلیارد از قلم افتاده
وحید
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 15 و 29 دقیقه و 41 ثانیه
بسیار نافع و اموزنده بود. با سپاس از تلاش شما
قث
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 15 و 23 دقیقه و 09 ثانیه
نصف اینا كه از انگلیسی اومده نه از فرانسه
پاسخ عادل اشکبوس : نه از فرانسه است ولی انگلیسی و فرانسه بسیار همانند هستند و هر دو همریشه اند.
آگالیلیان
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 02 و 43 دقیقه و 27 ثانیه
صابون (سابون) همان‌طور که خودتان نوشته بودید فارسی‌ست.
به صابون دین شوی مر جانت را
بیاموز کاین بس نکو گازری است
(ناصر خسرو)
صندل (سندل) هم به معنای نوعی پاافزار از یونانی خیلی پیش از این وارد زبان فارسی شده:
ترا جوانی و جلدی گلیم و سندل بود
کنونت سوخت گلیم و دریده شد سندل
(ناصر خسرو)
پاسخ عادل اشکبوس : این نوشته را من بی کم و کاست آورده ام و نوشته ام کاری از آقای مهدی ویسی
یعنی نوشته من من نیست و نظر من نیست .
shahab
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 01 و 42 دقیقه و 19 ثانیه
عزیزم اون پیژامه که گفتی خودش اول از فارسی رفته به لاتین. اول "پا جامه" بوده تو فارسی که بعد میره تو زبون های دیگه و دوباره برمیگرده تو فارسی .
پاسخ عادل اشکبوس : بله درست است ولی

این نوشته را من بی کم و کاست آورده ام و نوشته ام کاری از آقای مهدی ویسی
یعنی نوشته من من نیست و نظر من نیست .
کیناز
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 00 و 59 دقیقه و 18 ثانیه
باسلام
کلمه صابون از فرانسه به فارسی آمده است یا بر عکس

بر اساس این مطلبتان:
http://adel-ashkboos.mihanblog.com/post/910
پاسخ عادل اشکبوس : حرف شما درست است .

این نوشته را من بی کم و کاست آورده ام و نوشته ام کاری از آقای مهدی ویسی
یعنی نوشته من من نیست و نظر من نیست .
میثم
دوشنبه 1389/11/11 ساعت 00 و 18 دقیقه و 36 ثانیه
آقای اشکبوس من اعتراض دارم. پیژامه کلمه ای است در اصل فارسی که از پاجامه به معنی لباس پا گرفته شده و بعد به دیگر زبان ها راه یافته این رو من تو یه واژه نامه ی انگلیسی خوندم
پاسخ عادل اشکبوس : حق با شماست ای عزیز


ولی این نوشته را من بی کم و کاست آورده ام و نوشته ام کاری از آقای مهدی ویسی
یعنی نوشته من من نیست و نظر من نیست .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شمارنده سایت