نام شناسی و ریشه واژه ها
 
گروه آموزشی عربی

شمارنده سایت

 

برف به عربی معادل دقیق ندارد .تعجبی هم ندارد زیرا در کشورهای عربی برف نمی بارد که بخواهند برایش نام بگذارند .اگر در شمال عراق و شمال شرق سوریه هم می بارد آنجا کردنشین است. 

به ناچار از واژه ( ثَــلج )به معنی ( یخ ) استفاده می شود و در عراق نیز در گویش محلی از ( وَفُر ) که همان ( وَفـر ) یا ( بَفر ) در کردی است استفاده می کنند . برای قند نیز واژه ای نیست و به قند می گویند سُکَّــر قَوالِب یعنی شکر قالبی .

 باز در عراق قَنِد به کار می رود که پر واضح است همان قند ماست . پس با این حساب دنبال قندشکن نیز نباشید که ضرورتی ندارد . اصولاً برادران و خواهران عرب ما چای را شیرین نوش جان می کنند و مانند ما با قند میل نمی کنند .

خربزه و گرمک و طالبی نیز یک نام دارد و آن بَطّیخ است زیرا با آن چندان آشنا نیستند . آلبالو و گیلاس نیز یک نام دارد ، کَرَز.

در جست و جوی معنی خرمالو هم نباشید .شاید بتوانید آن را کاکی ترجمه کنید .اما اگر در کشوری عرب زبان به دنبال خرمالو باشید دنبال نخود سیاه گشته اید . سنجد هم همین درد را دارد . معادل عربی ندارد . پس سمنو هم نداریم . فسنجان را که اصلاً حرفش را نزنید . شاید به دروغ بشود آن را مَرَق جَوز معنی کرد اما قابل فهم نیست .دور قره قروت را هم  خط بکشید تازه خود ما هم ترکی اش را می گوییم . قره قروت یعنی کشک سیاه .

عرب ها از کشک در غذا استفاده نمی کنند . پس آن آش معروف ماه رمضان هم وجود ندارد . البته چندی است در عراق و سوریه ایرانی ها کشک برده اند که در سوریه بدان کَشِک ( با کسر حرف دوم) می گویند و در سعودی هم جدیداً واژه ترکی اُقرُط  که همان قُروت است به کار می رود ./نوشته : عادل اشکبوس



ادامه مطلب

طبقه بندی: زبان عربی،  شناخت زبانها،  اطلاعات عمومی، 
برچسب ها: برف، ثلج، ثلوج، تساقط الثلوج، ترجمه برف به عربی، برف به عربی معادل ندارد.،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1389/03/6 توسط عادل اشکبوس
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ