تبلیغات
onload=vbcode()

نام شناسی و ریشه واژه ها
 
اگر كسانی كه نمی دانند خاموش باشند و نظری ندهند؛ هیچ اختلافی پدید نمی آید.





زینب درختی خوشبوی

در فرهنگهای لغت فارسی معنی زینب چنین آمده است :

زینب . ( عربی و صفت است )بددل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جبان . (از اقرب الموارد). ترسو و جبان . (ناظم الاطباء).در المنجد الابجدی بندر ریگی زینب را مرد ترسو معنی کرده  به نظر بنده این گونه معنی کردن درست نیست و اینها این واژه را از أزنَبَ گرفته اند و مانند این است که خلیل را که به معنی دوست است سوراخ معنی کنیم زیرا می توان آنرا صفت مشبهه از خَلّ و خِلَل گرفت  و به این ترتیب بسیاری از نامهای زیبا را بد معنی کنیم  به سایر معنی ها نیز دقت نمایید .

|| (اِ) درختی است خوشبوی . (دهار). درختی است خوش منظر و خوشبوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). و منه سمیت المراءة زینب او من الازنب للسمین ... (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

|| در ذخیره ٔ خوارزمشاهی ۞ بمعنی پاکیزگی بشره ٔ مردم آمده : اندر بیان کردن پاکیزگی و آراستگی ظاهر بشره ٔ مردم که آن را زینب ۞ گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).



ادامه مطلب

طبقه بندی: زبان عربی،  معنی نامهای عربی، 
برچسب ها: زینب، معنی زینب، زینب یعنی چه؟، زینت پدر، معنی زینب چیست،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1389/04/8 توسط عادل اشکبوس
نمایش نظرات 1 تا 30
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگ