الهه نام دخترانه و دارای ریشه ی عربی است . معنی آن  می شود : خدای مؤنث ، دختری که بسیار زیباست و  از بسیاری زیبایی اش همچون یک خدا پرستش می شود.در الفبای پیش از اسلام حرف الف و واو کشیده و ی کشیده نبود و کلماتی مانند اسماعیل و رحمان را اسمعیل و رحمن می نوشتند .( و البته بدون نقطه) بعدها الف اضافه شد و قرار شد کلماتی مانند اسمعیل و رحمن اصلاح شوند . قاعدتاً باید الهه هم الاهه می شد . اما همان طور با رسم الخط قدیم ماند.هذا و ذلک نیز مانند الهه بی الفند. 

به معنی الهه در فرهنگهای فارسی توجه کنید :

الاهة. [ اِ هََ ] (ع اِ) اِلهة. ماه نو. (منتهی الارب ). || آفتاب . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (مؤید الفضلاء) (اقرب الموارد). || مار. || بتان . || مؤنث اِله . رَبّةالنوع (این کلمه را با آلهه که جمع اِله است نباید اشتباه کرد). (از فرهنگ فارسی معین ). || (اِمص ) پرستش . (منتهی الارب ). || (مص ) پرستیدن . (تاج المصادر بیهقی ). عبادت . (اقرب الموارد).