نام شناسی و ریشه واژه ها
گروه آموزشی عربی

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معنی نام کشورهای جهان

 

    معنی نام کشورهای جهان ( اگر معنی کشورهایی را که ننوشته ام می دانید لطفاً راهنمایی کنید تا دیگران هم بدانند . )

معنی نام کشورهای جهان به همراه ریشه ی آن ها

آذربایجان :   ریشه ی این نام
آتورپاتگان است و نام سرداری بود که اسکندر مقدونی را در ماد خُرد شکست داد و مردم به افتخار او سرزمین خویش را این گونه نامیدند .آتور یعنی آتش و پات یعنی نگهبان  و آذربایجان عربی شده ( معرَّب ) آتورپاتگان است یعنی سرزمین آتورپات  یا سرزمین نگهبان آتش .این نام در میان عرب به آذربیجان معروف است . در گذشته ( مانند دوره قاجار )آذربایجان بخشی از ایران بزرگ بود .برخلاف پندار همگان در آذربایجان فقط عزیزان ترک زبان نیستند که زندگی می کنند . در این جمهوری و نیز در آذربایجان ایران کردها و تالشی ها  نیز علاتوه بر اکثریت ترک هستند .جمعیت تالشی های جمهوری آذربایجان بدرستی معلوم نیست . در پاره ای منابع غیر رسمی یک میلیون (؟)تخمین زده می شود. زرتشت پیامبر ایرانی به گمان بسیار از تالشیان بود.

نظر یکی از خوانندگان به نام کریم با نظر من فرق دارد.

کلمه آذر در آذربایجان به صورت آس + ار است.آس نام قبایل بزرگ و قدرتمندی است که اکثر انها از ترکها بودند و در زمان امپراطوری هان یا هون(چین) در بخشهایی از اسیای مرکزی زندگی میکردند که به شمالغرب ایران کوچ کردند.به گفته ی برخی نام اسیا نیز از نام این قوم گرفته شده است.پسوند ار نیز در ترکی به معنیه مرد/انسان است،پس آذر به معنیه مردی از قبیله ی آس است.مثلا فامیلهای ترکی مثل آجرلو،آغاجری نیز این پسوند را دارند.پس آذربایجان به معنی سرزمین مردمان نیرومند آس است.

این هم نظر خواننده دیگر :

مهدی
شنبه 22 اسفند 1388 07:43 بعد از ظهر
البته این نوشته خلاصه شده مقاله ای چند صفحه ای به نام (آزربایجان ترکی و آذربایجان فارسی) درباره این موضوع ‏است که اقدام به ارائه مستنداد محکم برای اصبات این مقاله کرده است.‏
و اما آزربایجان:‏
قبلا نیز مقالات مختلفی درباره ریشه این اسم نوشته شده که اشاره به فارسی بودن ریشه آذربایجان و به معنی حامل ‏مشعل آتش بودن آن دارد.‏
ولی چون بیشتر این مقالات در زمان پهلوی نوشته شده و با توجه به دشمنی آشکار این خاندان با زبان ترک زیاد قابل ‏استناد نیست. و اما جدیدا مقاله ای در اینباره که اشاره به این دارد که اسم (آزربایجان) کاملا ترکی است نوشته شده که ‏اینجا خلاصه این مقاله رو براتون آوردم.‏

آزربایجان از سه کلمه ترکی تشکیل شده که در زیر به تفکیک آن ها می پردازیم.‏
‏ ‏
‏ آزر/بای/جان ‏Azar/bay/can

الف:آزر ‏Azar‏ : در ترکی باستان پسوند (ار) به آخر اسم می چسبیده و شخصی را منتصب به آن میکرد هما پسوندی ‏که در ترکی مدرن معادل پسوند (لی) یا (لو) می باشد.‏
آز هم نام قومی که در شمال غربی ایران و شرق ترکیه سکونت داشتند و بر آنجا حکمرانی میکردند می باشد. که کلمه ‏از+ار می شود (آزار) یا همان‎ ‎
‏(آزرAzar‏) امروزی.‏

ب:بای ‏BAy‏ : کلمه "بایBay‏ " در زبان تورکی به معنی غنی، صاحب، سرور، محتشم، ثروتمند، مقتدر، توانا و .... ‏است.‏

ج‏:جان ‏Can‏ : پسوند ساز تورکی "-غان-‏?AN‏ " "-قان-‏QAN‏ "، "-گان-‏GAN‏ "، "-که ن-‏K?N‏ " نشان دهنده جا، ‏مکان و محلهای جغرافیائی است.‏

مثلا در مورد چالاقان (نام جزیره ای در دریاچه اورمیه) به معنی محل زندگی طائفه چالا میباشد.‏

چند نمونه دیگر استفاده از این پسوند:‏
ورزقان ، گوگان ، گرگان ، طالقان ، زنگان (زنجان امروزی) ، سیرجان ، کمیجان و...‏

که این پسوند بعد از ورود اعراب به (ج ‏C‏) تبدیل شده.‏

پس اسم (آزربایجان ‏Azarbaycan‏) به معنی (محل زندگی قوم توانای آزری) می باشد.‏


 

آرژانتین :   سرزمین نقره. در عربی أرجنتینا نامیده می شود.(اسپانیایی)


آفریقای جنوبی :  " اَفریکا "یعنی بدون سرما(آفتابی). در فارسی افریکا را به صورت مُعَرَّب(عربی شده ) آن یعنی آفریقا بر زبان می آوریم . 
southبه معنی جنوبی است .

آفریقای مرکزی : خود کلمه ی افریقا یعنی بدون سرما و عربی شده ی افریکا است .  (آفتابی)

آلبانی:   سرزمین کوه نشینان
آلمان :  سرزمین همه مردمان ژرمن(فرانسوی)
آنتیگوا و باربودا : ?
آندورا :?

آنگولا :  از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بوده برگرفته شده .
اتریش :  شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی : سرزمین چهره سوختگان.نام کهن آن حبشه است. (یونانی)
اردن هاشمی  :   هاشمی نام خاندان پادشاهی آن است که خود را از نسل بنی هاشم می دانند و یا به قول ما ایرانیان می گویند ما از سادات هستیم. 
ارمنستان :    سرزمین فرزندان ارمن،می گویند نام نبیره ی نوح"ع"است اما بنده چنین فکر نمی کنم . شاید ارمن به معنی انسان نجیب باشد و ارمنستان سرزمین ارمنیان یا مردمان نجیب (؟)(فارسی/ دری)
اریتره :   نام قدیم آن حبشه بود.تا چندی پیش اریتره بخشی از اتیوپی بود.
ازبکستان :   سرزمین خودسالارها 
اسپانیا :     سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا :    سرزمین جنوبی (از لاتین)
استونی :    راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل :    به معنی «آن که با
ایل: (خدا) کشتی گرفت»، «آنکه بر ایل: (خدا) پیروز شد» و از این رو «آنکه همراه ایل: (خدا) حکم روایی کرد» لقب یعقوب پسر اسحاق پسر ابراهیم بود.در داستان نامگذاری وی درعهد عتیق در بخش پیدایش ۳۲:۲۸ چنین آمده است:  «و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی می‌گرفت. و چون او دید که بر وی غلبه نمی‌یابد، کف ران یعقوب را لمس کرد، وکف ران یعقوب در کشتی گرفتن با او فشرده شد. پس گفت: «مرا رها کن زیرا که فجرمی شکافد.» گفت: «تا مرا برکت ندهی تو را رهانکنم.» به وی گفت: «نام تو چیست؟» گفت: «یعقوب.» گفت: «از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل، زیرا که با خدا(الوهیم) و باانسان نبرد کردی و پیروزی یافتی.» ویعقوب از او پرسید. گفت: «مرا از نام خود آگاه ساز.» گفت: «چرا نام مرا می‌پرسی؟» و او رادر آنجا برکت داد. و یعقوب آن مکان را «فنیئیل» نامید و گفت: «زیرا خدا(الوهیم) را روبه رو دیدم وجانم رستگار شد(عبری)
اسکاتلند :سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
اسلوواکی :
اسلوونی :

افغانستان :سرزمین فریاد . فغان یا افغان ناله ای است که از ته دل برآید . مغولان در این سرزمین بیدادها کردند و جنایاتی مرتکب شدند که دل هر انسانی را به درد می آورد . این سرزمین از آنجا که به مغولها نزدیک تر از دیگر جاهای ایران زمین بود طبیعی است که بیشتر از جاهای دیگر آسیب دید و از آنجا که ایرانیان می دیدند و می شنیدند که این ایرانیان از ته دل ناله و فغان سر می دهند و در اندوه ارز دست دادن عزیزانشان سوکوارند آنجا را افغانستان یعنی سرزمین فریاد نامیدند.

اکوادور :خط استوا . (اِستِوا نه اُستُوا) (اسپانیایی)
الجزایر :جزیره ها (یک نام عربی است .)
السالوادور :رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
امارات متحده عربی :شیخ نشین های متحد عربی(عربی است .)
اندونزی/ایندونسیا :یعنی مجمع الجزایر هند(فرانسوی است.)
انگلیس :سرزمین قوم آنگل/ اما بریتانیا یعنی سرزمین افراد خالکوبی شده(ژرمنی است .)
اوروگوئه : یعنی شرقی  
اوکراین :یعنی منطقه مرزی (اسلاوی است .)
اوگاندا :
ایالات متحده امریکا :از نام آمریکو وسپوس دریانورد ایتالیایی گرفته شده است.زیرا آمریکو وسپوس بود که پیش از کریستف کلمب در کتاب خود به وجود این قاره با قاطعیت اشاره کرده بود .پس آمریکا به نام او و کلمبیا به نام کلمب نامیده شد. 
ایتالیا : شاید به معنی ایزد گوساله باشد. مطمئن نیستم.(یونانی)
ایران : سرزمین نجیبان (آریاییان)

واژهٔ ایران در فارسی باستان «آئیریانا» (airya) و در فارسی میانه به شکل «اِران» (erān) بوده، و به معنای «سرزمین مردمان اصیل  و نجیب » است. کردها هنوز ایران با همان نام کهن «اِران» تلفظ می کنند.

واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، فارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریه» (airya)، «اَریه» (āriya)، «آریه» (arya) به کار رفته‌است. همچنین در زبان سانسکریت «اریه» (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و  «آریاکه» (aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت است و آریایی به‌ زبان اوستایی «ائیریان» (airyana) و به زبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به زبان آریایی "airya" است. ایر در واژه به‌ معنی «نجیب» و جمع آن «ایران» به ‌معنی  «نجیبان»  است.

نام ایران در لغت به معنی «سرزمین نجیبان» است و مدت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود.

از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در میان اروپاییان با نام «پرشیا» که همان «پارس » در دوره ی هخامنشی است شناخته می‌شد که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی به کار رفت . نام «پرشیا» همچنان برابر نام ایران است و در زبان‌های اروپایی به دلیل سابقه تاریخی - فرهنگی‌اش کاربرد دارد، اما در اخبار سیاسی  ومکاتبات میان کشورها بیشتر نام ایران به کار برده می‌شود.

ایرلند : سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
ایسلند : سرزمین یخ (ایسلندی)
باربادوس :
باهاما : دریای کم عمق یا ریش دارها (اسپانیایی)
بحرین : دو دریا (عربی است. )
برزیل : چوب قرمز
برونئی :
بریتانیا : سرزمین خالکوبی شدگان(لاتین)
بلژیک : سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه می داده.
بلغارستان : گرفته شده از نام قوم بُلگار/پسوند ــستان را ما در این نام به کار می بریم و اصل این نام بلگاریا است.
بلیز : یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش : ملت بنگال (بنگلادشی)
بنین :
بوتان : تبتی تبار
بوتسوانا : سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو : سرزمین مردم درستکار 
بوروندی :
بوسنی و هرزگوین :
بولیوی : از نام« سیمون بولیوار» مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاپوا گینه نو :
پاراگوئه : این سوی رودخانه
پاکستان : سرزمین پاکان نامی که علامه اقبال لاهوری بر سرزمین تازه استقلال یافته مسلمانان جداشده از هند نهاد . علاوه بر سرزمین پاکان حرف پ اول نام پنجابی ، حرف الف اول نام افغانی ، حرف کاف اول نام کشمیری و حرف سین اول نام سندی است . ( فارسی)
پالائو :
پاناما :جای پر از ماهی(زبان کوئِوا )
پرتغال : بندر قوم گال/نوشتن آن به صورت پرتقال نادرست است . (از اقوام سلتی) (لاتین)
پرو :
پورتوریکو : بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تاجیکستان : سرزمین تاجیک ها /

خاستگاه واژهٔ تاجیک نامعلوم است. شرح و بیان معنای این واژه تاریخی در چند مقالهٔ علمی تحلیل و بررسی شده‌است. در اینجا دیدگاه‌های چند تن از دانشمندان به طور فشرده در مورد تاریخ واژهٔ «تاجیک» درج شده‌است:

  • تاجیک نام قبایل «داها» بوده، پارت‌ها و اشکانیان «دئی»، «تاجیک» و «دجیک» خوانده می‌شدند
  • تاجیک از «تای» است و همریشه با کلمه یونانی «تگاس» به معنای پیشوا و «ددیک»
  • تاجیک از ریشه «تژی» در زبان سکایی است
  • تاجیک همریشه‌است با نام مردم ایرانی «تات» (رد شده)
  • تاجیک صفت منسوب است از واژه «تاج»
  • تاجیک صفت منسوب است از نام قبیله عربی «طای» (رد شده)
  • تاجیک صورت دیگری از «تازیک» و «تاژیک» به معنای «عرب» است (رد شده)


تانزانیا :این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
تایلند :سرزمین قوم تای
تایوان :
ترکمنستان : سرزمین ترک مانندها
ترکیه : سرزمین ترکان ( ترک + ــیّه ) پسوند ــیّه برای ساختن مصدر است ولی برای ساختن نام هم بر خلاف قیاس آمده است .

ترینیداد و توباگو :
توگو :
تونس :
تونگا :
تووالو :
جامائیکا : سرزمین بهاران
جیبوتی : شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
چاد : دریاچه ( زبان بورنو)
چک : نام قوم چک
چین :سرزمین مرکزی(چینی)
دانمارک : مرز قوم "دان "
دومینیکا :
دومینیکن : کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روآندا :
روسیه : کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش" باشد.)
روسیه سفید (بلاروس ) :درخشنده(روس) سفید(روسی)
رومانی : سرزمین رومی ها
زامبیا :
زئیر :
زلاند نو :زلاند جدید یا زلاند نو (زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
زیمبابوه :
ژاپن : سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
سائوتومه و پرنسیپ :
ساحل عاج :ساحل عاج
ساموآ :
سان مارینو : سان به معنی مقدس است و بر سر هر نامی بیاید به آن نام تقدّس می دهد . مارینو همان مریم است . به معنی مریم مقدس
سریلانکا : جزیره باشکوه (سنسکریت)
سلیمان جزایر :از نام حضرت سلیمان

 سنت کیتس ونویس: کیتس ونویس مقدّس
سنت لوسیا: لوسیای مقدس . لوسیال نام راهبی بوده
 سنت وینسنت و گرنادین: وینسنت و گرنادین مقدس
 سنگاپور:
100. سنگال:
101. سوئد: سرزمین قوم "سوی"
102. سوازیلند:سرزمین قوم سوازی
103. سوئیس: سرزمین مرداب
104. سودان: سیاهان(عربی)
105. سورینام:
106. سوریه: از نام سُریان نام قوم ساکن در این منطقه گرفته شده در القلمن سوریه هنوز به زبان سریانی صحبت می شود . این زبان میان مسیحیان هنوز رایج است . سوریه سرزمین سُریانی (سامی)
107. سومالی:
108. سیرالئون: کوه شیر
109. سیشل:
110. شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
111. صحرا:بیابان(عربی)
112. صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)
113. عراق: معرَّب یعنی عربی شده ی ایراک است .واژه ای پهلوی است به معنی سرزمین سرسبز و خرم . بعضی از ناسیونالیستهای عرب که دوست ندارند ریشه آن را فارسی بدانند آن را از عُروق می گیرن که به معنای ریشه ها است و در این صورت عِراق یعنی سرزمین ریشه ی درختان . خوب است بدانید بغداد هم فارسی است بَغ خدا است و بغداد یعنی داده ی خدا یا هدیه ی خدا گرفته شده از موسی بیک(فارسی)
114. عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
115. عمان:
116. غنا:
117. فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
118. فلسطین:
119. فنلاند:سرزمین "فن" .امّا به گفته آقای آرش نورآقایی: فینلند به معنی پایان دنیاست . فین به معنی پایان و لند برابر همان ــستان در کردستان و لرستان است . فینلند یعنی پایانستان . این شُوَند نام گذاری ( وجه تسمیه) از نگاه من منطقی می نماید.
120. فیجی:
121. فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
122. قبرس:
123. قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
124. قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
125. قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)
126. کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)
127. کامبوج:
128. کامرون:
129. کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")
130. کرواسی:
131. کره جنوبی:
132. کره شمالی:
133. کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
134. کنگو :
135. کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
136. کوبا:
137. کومور:
138. کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)
139. کیپ ورد:
140. کیریباسی:
141. گابون:
142. گامبیا:
143. گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)
144. گرنادا:
145. گواتمالا:
146. گینه:
147. گینه استوایی:
148. گینه بیسائو:
149. لائوس:
150. لتونی: (لاتویا)
151. لبنان:سفید(عبری)
152. لسوتو:
153. لوگزامبورگ:
154. لهستان: یعنی سرزمین قوم له که در انگلیسی 
Poland  و درتلفظ خود لهستانیان به polskaمعروف است  . در خود زبانهای غربی لهستان نامی نا آشنا است .ظاهرا نام قوم ساکن در این کشور لخ است که در تلفظ ترکیه لخستان لهستان گفته می شود و ما نیز به تقلید از ترکیه لهستان گفته ایم.
155. لیبریا: سرزمین آزادی
156. لیبی:
157. لیتوانی:
158. لیختن اشتاین:
159. ماداگاسکار:
160. مارشال جزایر:
161. مالاوی:
162. مالت:
163. مالدیو:
164. مالزی:
165. مالی:
166. مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)
167. مراکش: نام آن در اصل مغرب است که به اشتباه مراکش می گوییم . مراکش نام یکی از شهرهایش است . 
168. مصر: شهر - آبادی
169. مغولستان:در انگلیسی مسنگولیا گویند . سرزمین مغولان 
170. مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)
171. مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)
172. موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
173. موریس:
174. موزامبیک: گرفته شده از موسی بیک که نام فرد نامداری در این خطّه بوده و موسی بیک به مزامبیک تغییر یافته
175. مولداوی:
176. موناکو:
177. مونته نگرو:
178. میانمار: (برمه)
179. میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)
180. نائورو:
181. نامیبیا:
182. نپال:
183. نروژ: راه شمال
184. نیجر: سیاه (لاتین)
185. نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
186. نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)
187. واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)
188. وانواتو:
189. ونزوئلا: ونیز کوچک . نامی که مهاجران به دلیل همانندی آن با ونیز بدان دادند.
190. ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)
191. ویلز:بیگانگان(ژرمنی)
192. هائیتی:
193. هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
194. هند:پر آب (فارسی باستان)
195. هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
196. یمن: خوشبخت
197. یونان: سرزمین قوم "یون" نامی که ایرانیان عرب ها و ترکان به این سرزمین داده اند اما نام آن در غرب
گریس است.

گردآوری : عادل اشکبوس

سایت ویکیپدیا این معانی را مفصل تر توضیح داده است .

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C_%D9%86%D8%A7%D9%85_%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7

رضا
جمعه 1393/01/22 ساعت 18 و 12 دقیقه و 43 ثانیه
عالی بود .
یکشنبه 1392/11/27 ساعت 20 و 07 دقیقه و 34 ثانیه
سلام می خواستم بدونم ریشه کلمه ی موساد چیه.
massoud
یکشنبه 1392/11/6 ساعت 02 و 37 دقیقه و 51 ثانیه
اولا سلام...من واقعا از ریشه یابی کلمات مختلف اذت میبرم و از نوشته های شما بسیار مستفیذ شدم.
چند وقت پیش با یک فرد اهل ماداگاسکار(مالاگاشی) چت میکردم...در مورد معنی کشورش گفت که کلمه ریشه عربی داره! و به معنی شهر کوچک! هست...البته خودش زبان عربی بلد نبود و از اعراب بومی منطقه شنیده بود.
از راهنماییهاش متوجه شدم که در اصل کلمه ماداگاسکار که اون فرد madens karena ازش نام میبرد همان کلمه " مدینه اصغر" بوده که به مرور زمان به ماداگاسکار تغییر پیدا کرده.
با تشکر از زحمات شما
mohammad
سه شنبه 1392/05/22 ساعت 16 و 09 دقیقه و 47 ثانیه
سلام..واقعا عالی بود..
تشکر
حسین
شنبه 1392/04/8 ساعت 16 و 56 دقیقه و 07 ثانیه
با سلام. می خواستم ببینم اصل و ریشه ی کلمه پرتغال(نام کشور)از کجاست؟یعنی چی شد که پرتغال,پر تغال نامیده شد؟لطفا کمکم کنید...ممنون
چهارشنبه 1392/03/8 ساعت 00 و 09 دقیقه و 52 ثانیه
سلام ابارش یعنی چه
پاسخ عادل اشکبوس : بارش بسیار
امین
جمعه 1391/11/20 ساعت 17 و 01 دقیقه و 44 ثانیه
خوب است بدانید هند تبدیل شده ی کلمه ی سنداست که نام رودی در پاکستان امروزی و هندوستان سابق می باشد. نمونه ی دیگر آن نیز تبدیل اسورا به اهوراست.
iman
دوشنبه 1391/11/16 ساعت 16 و 31 دقیقه و 52 ثانیه
خیلی ممنون از این همه مطلب.خیلی بهم کمک کردید.
سروش
پنجشنبه 1391/11/5 ساعت 19 و 21 دقیقه و 18 ثانیه
شما برای لهستان نوشتید که در فارسی به تقلید از ترکیه لهستان گویند. این در حالی است که در ترکیه پولونیا به کار می برند و از سوی دیگر در شماری از زبان های اروپایی نامی برگرفته شده از لخ که اسم قومی ساکن در آنجاست به کار برده میشود.
پاسخ عادل اشکبوس : در ترکیه خ را ه می گویند
خیر = هایر
خوش گلدی= هوش گلدی
لخستان = لهستان
در ترکیه قدیم بوده
سامان
یکشنبه 1391/11/1 ساعت 08 و 38 دقیقه و 28 ثانیه
و اما با عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی ... این مطلبی رو که شما گذاشتید می خواستم تو پیج خودم تو فیس بوک بذارم ... به همین دلیل رفتم تحقیق کردم و همون اولش به یه تناقض بزرگ برخوردم ... قوم آذ یا آس ساکن قفقاز بوده اند و با توجه به قدمت این قوم نمی توانسته با ساکنان اطراف دریاچه ارومیه در ارتباط تنگاتنگ باشند. کلمه بای که به معنی توانگر نوشته شده ... درست نیست ... اون کلمه بَی هست ... نه بای ...
پاسخ عادل اشکبوس : مطالب اول نوشته من نیست دوباره دقت کنید
سامان
یکشنبه 1391/11/1 ساعت 08 و 31 دقیقه و 37 ثانیه
سلام ... از اون شخصی که گفته زبان اذربایجان تا قبل از دوره سلجوقی فارسی بوده و بعدها تغییر پیدا کرده یه سوال دارم: زبان ترکی آذربایجان به زبان ترکی ترکیه نزدیکتره یا به زبان فارسی؟ چرا آذربایجانی ها هر چه میگن ترکهای ترکیه متوجه میشن .. اما فارسها نه؟؟؟ یک زبان مگر چقدر می تونه تغییر کنه؟؟؟ زبان فارسی ایران و افغانستان با هم کلی فرق دارند ... اما وقتی با دقت گوش میدیم ... می فهمیم چی میگن ... چرا؟؟ چون ریشه شون یکیه ... حالا چرا این اتفاق برای زبان ترکی آذربایجان رخ نمیده؟؟؟ چرا ریشه بسیاری از کلمات قبل از آریایی ها در ایران به تورکی که الان ما صحبت می کنیم برمیگرده؟؟؟ تعصبات جاهلانه رو بذاریم کنار و در مورد یک مطلب اول با دقت تمام مطالعه کنیم بعد نظر بدیم ... توسل به یک کتاب شخصی چون احمد کسروی که جیره خوار دربار پهلوی بوده ... نمی تونه منبع خوبی باشه
پاسخ عادل اشکبوس : سلام کسروی در دادگاه رژیم پهلوی کشته شد
زبان کهن آذربایجان فارسی نبوده زبان کهن آذری بوده که در اطراف خلخال و اردبیل و نمین و گلین قیه و چندجای دیگر هنوز مانده و در تاریخ های قدیمی آمده است
مقالات زیادی در این باره هست این مساله را کسروی ابداع نکرده است
oktay
چهارشنبه 1391/10/6 ساعت 16 و 36 دقیقه و 11 ثانیه
سخنی در باره معنی کلمه آذربایجان

استاد پرویز یكانی زارع مورخ سرشناس در باره اسم آزربایجان
اینچنین میگوید: كلمه اذربایجان در اصل متشكل از " آذ+ ار+ بای+ گان یا
قان معرب شده یعنی جان" می باشدַ " آز یا آس " نام قومی از تركان قدیم
بوده و در نوشته های قدیم" اورخون یئنی سئی" نامبرده شده استַعده ای از
پژوهشگران از جمله " بارتولد" وابستگی آذها را با قبایل "توروك" كه كتیبه
های اشوری از ۱۴۰۰ قبل از میلاد انها را ساكنین اطراف دریاچه اورمی معرفی
میكنند, محتمل میدانندַهمچنین آذ یا آز در لغت تركی معنی اوغور و نیت خیر
میدهدַ
"ار" دارای منشا, تركی بوده و به معنی انسان,مرد و جوانمرد
میباشد این واژه بصورت پسوند به واژه های دیگر چسبیده و نام قبایل را بوجود
می اورد: ( آوار- خزار یا خزار- ماجار یا مجار- قاجار یا قجر وַַַ)
آزر یا آذر به معنی قوم و قبیله ای كه بعد ها با تغییرات مختصری به "
هازر-خازر-خزر" تبدیل شده استַ گویا با این كلمه خورشید را اراده میكرده
اند ַ زیرا خورشید در باورهای تركان قدیم خلاق, مبارك و بركت بخش پنداشته
می شده استַ پس "آذار" یا "از+ار" نام خدای سعد و خیرخواهی نیز بود كه
قبیله یا اتحاد قبیله ای خویشتن را به نام خدای خویش می نامیده اند.

" بای" یا "به ی" یا " بیگ, بیك,بك" به معنی
غنی,توانگر,رئیس,قبیله,خاكم وַַַاز طرفی "بایماق" در تركی قدیم به معنی
تكامل و پیشرفت میباشدַ

"گان" در زبان تركی با قبول تغییرات اوایی به "قان" ( و در
زبان عرب به جان) مبدل شده ودارای معانی زیادی چون : پدر, خاقان وַַַ
میباشد, و "قان" در تركی علامت فاعلی با تاكید و مبالغه است (چالیشقان) و
بایقان به معنی تكامل یافته و بسیار پیشرفتهַ

با توجه به مراتب مذكور , "آزربایگان" یا "آزربایقان" یا "
آزربایجان" به معنی " پدر توانگر انسان آز یا اسی" به بیان دیگر "پدر
توانگر مبارك" و " سرزمین ازیهایی كه بسیار پیشرفته هستند" استַ

charls Berlits تاریخدان و محقق امریكایی در كتاب"مثلث
اژدها" آذ ها را یكی از بزرگترین قبایل ترك زبان به حساب اورده و اسم های
آسیا و آذربایجان را نیز منتسب به انها میداند
در منابع رومی از اذربایجان بصورت "آذربیگان" یاد میشود و در
امپراتوری مقتدر خزران را همین ترکان آذ(خزر) تشکیل داده بودند.
کارن
دوشنبه 1390/08/2 ساعت 12 و 06 دقیقه و 57 ثانیه
کشور تازه بنیادی که امروزه در پی نیرنگبازی بیگانگان «آذربایجان» نامیده می شود، تا کمتر از سد(صد)سال پیش«آران» نامیده می شد و در هیچ نوشته ای آذربایجان نام نداشته است.
آذربایجان سرفراز نام سرزمین آذری های پاک نهادی است که هم اکنون در خاک پاک ایران نشسته اند.
ریشه «کویت» نیز پارسی است. و از واژه ی «کوت» به معنی تپه برآمده است. که به معنی آبادی نیز هست. این واژه به همین معنی هنوز در مازندران کاربرد دارد. «کوت» بر پاَیه َنظام واژه سازی تازیان. مصغر شده به «کویت» دگرگونی یافته است.
پاسخ عادل اشکبوس : سپاسگزارم
یونس
یکشنبه 1390/05/9 ساعت 20 و 00 دقیقه و 25 ثانیه
سلام
برای اولین بار وبلاگتون رو دیدم و خوشحال شدم، چون منم در زمینه زبان شناسی تطبیقی کار می کنم(تحلیل, ریشه یابی و تطبیق گروههای زبانی).
به روایت برخی واژه ترکی ازبکستان از سه بخش به صورت زیر تشکیل شده است:
اوز به معنی صورت, بک به معنی سفت و محکم و استان به معنی بالا( که در فارسی به طور مجازی به معنی ایالات بکار میرود مانند ترکمنستان و پاکستان).
پاسخ عادل اشکبوس : آیا بك را مطمئن هستید ؟ شاید به معنی بزرگ باشد .
در وبلاگ قره داغلی می توانید اطلاعات خوبی بدست آورید .
مهناززیدی
شنبه 1390/01/20 ساعت 14 و 45 دقیقه و 58 ثانیه
با سلام و عرض تبریك سال نو
امروز یه سری به وبلاگم زدم و خیلی اتفاقی سایت شما رو نیز دیدم .
و باز هم اتفاقی اسم خودم را مشاهده كردم . ( در مطلب قلعه حسن خان) .
میخواستم بدونم این تشابه اسمی میباشد و یا من و فرزندانم را می شناسید . البته ما در اندیشه ساكن هستیم .
ب آرزوی سالی پر بار و پر بركت برای شما
قره داغلی
جمعه 1389/12/13 ساعت 23 و 52 دقیقه و 04 ثانیه
باسلام

صحبت از ریشه اسمها شده من هم در مورد منطقه خودمان بگم كه:
شهر ما اهر قبل از اسلام با نام اوزانلار معروف بوده و این به خاطر حضور « آشیقلار » كه در قدیم به آنها اوزانلار می گفتند می باشد.
به خاطر همین است كه قره داغ را مهد موسیقی عاشیقی می دانند و البته قدیمیترین موسیقی ایران.

البته نام قره داغ را پهلویها در دوران پهلوی به ارسباران تغییر نام دادند.

و این را هم بگم كه ده ده قور قوت یك ایرانی و قره داغلی بوده كه دشمنان كور دل ایران می خواهند او را یك غیر ایرانی قلمداد كنند.
حماسه ده ده قورقوت حداقل به 1500 سال پیش مربوط است. بعضی ها آن را به بیش از 2000 سال قبل نیز مربوط می دانند.
پاسخ عادل اشکبوس : زنده باد قره داغلی عزیز که خودش در حوزه فرهنگ و ادب آذربایجانی یک قهرمان ملی است و یک فرد میهن دوست و فرهنگ دوست می باشد
sahra
شنبه 1389/11/30 ساعت 19 و 24 دقیقه و 52 ثانیه
نظر مرا هم بگذارید: بهتر نیست که نیکی و راستی و درستی را منتشر کنیم؟ مطالبی را همینجوری گذاشته اید و به نشر آنها دست زده اید که باطل و جعل و نادرست اند. آموزگار خوب جهان را به سوی نیکی می برد و آموزگار بد جهان را با سخنان نادرس ویران می کند (اوستای زردشت)
اگر معلم هستید پس خواندن و تحقیق از همان پشت کامپیوتر توی اینترنت را باید بلد باشید. خراب کردن نام زیبا و کهن آذربایجان با نشر مطالب نژادپرستی ضد ایرانی که تماما تازه ساز دشمنان ملت های منطقه است چه فایده ای برای شما دارد؟ خود زنی را پرورش میدهید و خرافه و نژادپرستی را؟!! نکنید این کارها را.
پاسخ عادل اشکبوس : نمی دانم منظورتان چیست
شما در توهم هستید
من خرافه و نژاد پرستی را ترویج نکرده ام و به نام زیبای آذربایجان هم بی احترامی نکرده ام
شاید خواسته اید در وبلاگ دیگری پیغام بگذارید و اشتباهی شده
فرهاد
چهارشنبه 1389/09/10 ساعت 17 و 54 دقیقه و 10 ثانیه
با سلام، یکی از دانشمندان حوزۀ ادبیات که تازه درگذشته اند جملۀ جالبی داشتند. ایشان می فرمودند «هر چیزی در دنیا بی صاحب باشد ترک ها می گویند مال ماست!» راستش خیلی بی راه هم نگفته اند، فقط فراموش کرده اند اضافه کنند «هر چیز صاحب دار را هم می گویند مال ماست!» حالا حکایت «آذربایجان» است. این عزیزان فراموش کرده اند که تا قبل از سلجوقیان زبان مردم خطۀ آذربایجان فارسی بوده و اسم زبان ترکی هم به گوششان نخورده بوده. حالا چه شده که زبان ترکی که قدیمی ترین اثر ادبی آن «دده قورقوت» فقط 500 سال قدمت دارد کوس برابری با فارسی را می زند باید از ترک ها پرسید. عزیزان هم وطن ترک که تعصب های جاهلانۀ قومی گوشتان را کر و چشمتان را کور کرده است، فراموش نفرمایید که کلمۀ زیبای آذربایجان (به صورت «آذربایگان» و صورت های دیگر) 1000 سال قبل از آنکه زبان ترکی در کنار زبان مغولی پا به عرصۀ گیتی بگذارد در کتیبه های شاهان ایرانی و مورخان یونانی مانند «استرابو» به کار رفته است! متأسفم که این را عرض می کنم ولی بهتر نیست به جای آنکه مانند عرب ها و ترک های عثمانی به دزدیدن تمدن و افتخارهای دیگر ملت ها بپردازید، به فکر ارتقای علم و آفرینش تمدن و آثار ادبی، علمی، و هنری باشید؟ همان کاری که شهریار با اثر «حیدربابا» انجام داد و اکنون ترک ها به آن می نازند. شما هم هنری به خرج دهید تا فرزندانتان به شما بنازند.
مهرسا
شنبه 1389/08/1 ساعت 04 و 15 دقیقه و 49 ثانیه
(شبستر):
در ارتباط با وجه تسمیه نام شبستر برخی معتقدند كه :
“ شبستر معرب كلمه چوستر یا چَوسِتَر یا چیستر و یا چی چستر است و چی چست در لغت زندی به معنی كوه و كوهسار می باشد و تر پسوند آن است و بر روی هم معنی كوهپایه یا دامنه كوه می دهد . با در نظر گرفتن اینكه اغلب جغرافی نگاران قدیم نام دریاچه ارومیه را چی چیست ضبط كرده اند ، این حدس به یقین تبدیل می شود كه شبستر نام خود را از این دریاچه گرفته و در هر حال از نام های قبل از اسلام است . در افسانه های محلی كه سینه به سینه نقل شده است می گویند كه نام شبستر (شب بستر) بوده است زیرا پادشاهان ساسانی ضمن لشكر كشی بر علیه امپراطوران روم درهمین محل اطراق و استراحت می كرده اند .
http://dizajilar.blogfa.com/post-115.aspx

(تهران):
كلمه تهران از دو قسمت ( ته ) بفتح ت و به معنای انتها و آخر و ( ران ) كه به معنای دامنه است تشكیل شده است كه در كل بمعنای آخردامنه می باشد و چون در انتهای دامنه البرز قرار دارد بدین نام خوانده می شود.مانند ناحیه ای از گیلان كه در دامنه كوه قرار دارد كه ( ران كوه ) نام دارد.
http://www.parsianforum.com/showthread.php/66873-آیا-معنی-شهر-تهران-را-می-دانید-؟?s=92f470eecc7c5b99caa57663eb7aaac4
پاسخ عادل اشکبوس : استدلال شما کاملاض منطقی است می پذیرم . جز در باره تهران که من ته را به معنی گرم و پست می دانم و این نظر دکتر کسروی است و ران دامنه کوه است .
مهرسا
شنبه 1389/08/1 ساعت 04 و 14 دقیقه و 47 ثانیه
(شوشتر):
بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، شوشتر به معنی خوبتر است؛ و چون شهر شوش رو به ویرانی می‌رفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوش‌آب‌وهواتر و حاصلخیزتر از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند.
مستوفی در نزهت‌القلوب می‌نویسد: برخی اصل واژه شوشتر را «ششدر» احتمال دادند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده.
بعضی دیگر آن را «شه‌شاتر» یعنی شهر شاه لقب داده‌اند. برخی از تاریخدانان بر این باورند که نام شوشتر از واژه شوشا یا سوسا یعنی مطبوع و دلپسند ماخوذ گردیده‌است.
در پایگاه میراث فرهنگی شوشتر وجه تسمیه‌های دیگری برای شوشتر آمده‌است:
1. شوش به معنای کنارستان، و شوشتر به معنای آن سوی کنارستان
2. زن یزدگرد، شوشین‌دخت نام داشت، که دو شهر شوشتر و شوش را بنا نهاد
3. شوشتر از واژهٔ «شوشدر» گرفته شده، به معنای دروازهٔ شوش
4. برخی پیوند واژهٔ شوشتر را با «تیشتر» (الاههٔ باران، ایزدبانوی آب‌آفرین) می‌دانند
5. برخی بر این باورند که به دلیل این‌که یکی از طوایف «بنی عَجل» که «تستر» نام داشت این شهر را فتح نمود، این شهر به نام او موسوم گشت. یعنی شوشتر از گرفته شده از تشتر(تستر)است
منبع:ویکی پدیا
پاسخ عادل اشکبوس : کاملاً درست است فکر کنم در باره شوشتر پستی دارم . به نظر من ریشه یابی منطقی است
سپاس هم میهن دانا
مهرسا
شنبه 1389/08/1 ساعت 04 و 10 دقیقه و 04 ثانیه
با سلام خدمت استاد اشکبوس
چون بنده توضیحات بالای صفحه را خواندم،(معنی و ریشه نام شما،شهرتان و...) و پاسخهای قسمت نظرات رو،سوالاتم زیاد شد! اما توضیحات بالای صفحه را تغییر دادید،بهتر شد.چون احتمالا حجم سوالات زیادتر میشد.البته حق با شماست.این مشکل وقت باعث شد کمی در اینترنت جستجو کنم.البته عجله ای در کار نبود..صرفا کنجکاویست.اما این تعاریف را پیدا کردم.
پاسخ عادل اشکبوس : شما مایه دلگرمی این تارنما هستید از خوش گمانی و راست اندیشی شما بسیار سپاسگزارم.
مهرسا
چهارشنبه 1389/07/28 ساعت 17 و 26 دقیقه و 10 ثانیه
با سلام
مطلب شیخ بهایی رو حذف کردید؟تصویرش باز نمیشد.این مطالب جدید و قدیم را که جابجا میکنید،پیدا کردن مطالب جدید سخت میشه.و این تصور بوجود میاد که آپلود نشده و مطلب تازه ای نیست.البته شاید برای بنده اینطور باشه..گویا قسمتی با عنوان معنی نام شهرها ندارید و در نظرات پاسخ دادید.نام 2شهری را که قبلا سوال کردم اگر براتون مقدوره ممنون میشم که معنی و ریشه شون رو بگویید.+تهران.....با تشکر.
پاسخ عادل اشکبوس : شبستر و شوشتر باشه چشم

مشکل وقت دارم و سوالات بسیار است
این جابجایی ها به علت تغییرات و اصلاحات است
وطواط
شنبه 1389/07/24 ساعت 17 و 36 دقیقه و 09 ثانیه
سلام و تشكر
بسیار مطالب غنی دارید.
جسارتاً دو نكته عرض می كنم:
1- نام مكزیك از یك كلمه ی آزتكی می آید.
2-نام هلند به معنی سرزمین بالایی است( از ریشه ی Hochland )در زبان ژرمنی كهن (Alt Hoch Deutsch).
و معنی آن به انگلیسی Highland می شود
پاسخ عادل اشکبوس : سپاس ای عزیز
دستت درد نکنه
مهرسا
چهارشنبه 1389/07/21 ساعت 04 و 38 دقیقه و 16 ثانیه
معنی و ریشه این دو شهر(شوشتر-شبستر)چیست؟
با تشکر
اسماعیل
جمعه 1389/06/5 ساعت 15 و 30 دقیقه و 06 ثانیه
آفرین بسیارخوب بود
مجید
پنجشنبه 1389/06/4 ساعت 15 و 56 دقیقه و 48 ثانیه
من هنوز سر حرف هم هستم ولی نسبت به اطلاعات شما جسارت نمی کنم شما ما بین نوشته هاتون نوشتین ((دریای مازندران))که نشون میده شما کاملا به تاریخ واقعی مشرفین و از نام از ریشه اشتباه ومجهول{{ خزر}} (قوم وحشی ترک ساکن در شمال که نسلشان هم از بین رفته)را به کار نبردید به هر حال منبعی را که استنباط کند که نظر قبلیم اشتباه است به ما معرفی کن البته تحریف نشده
در ضمن اگه بتونی آدرسی به من بدی تا بتونم کتاب اوستا(تحریف نشده)رو بخرم یک عمر دعات میکنم
پاسخ عادل اشکبوس : دوست گرامی و دانش پژوه درود بر شما
در خیابان انقلاب خیابان کاخ سابق ( فلسطین ) انتشارات فَروَهَر ( اگر اشتباه نکنم می توانی این کتاب را بگیری البته تحریف نشده خودش داستانی دارد . برخی علما هرچند مورد تایید اکثریت نیستند در مورد قرآن نیز حرفهایی می زنند که من می ترسم بر زبان آورم چه برسد به اوستا
نظر شما را من اولین بار است که می شنوم در هیچ جا ندیده ام .
مساله عزاداری در بسیاری جاهای دیگر ایران خشن تر از آن است که شما در اردبیل و تبریز دیده ای . .
در متون تاریخ قدیم نامهای آتورپاتگان ، آذرآبادگان ، آذربیجان به کار رفته است. اما نظر شما جایی ثبت نیست و این خودش یک مدرک است . به تاریخ طبری برای مثال مراجعه کنید.
البته من تاریخ دان نیستم و تنها ریشه یابی می کنم .
مجید
سه شنبه 1389/06/2 ساعت 22 و 19 دقیقه و 25 ثانیه
آذربایجان
از دو حرف آذر و بایجان تشکیل شده
که در اصل آذر همان آزار و بایجان همان برجان می باشد که اسم صحیح آن آزاربرجان بوده که در تحولات و هم نشینی با آریاییها اسمشون تغییر کرده
تا حالا از خودتون پرسیدید چرا آذری (آزاری)ها فقط تو ایران وآلمان زندگی می کنند.این نوشته یک سند از تاریخ جهان هست به شوخی نگیرید باور نمی کنید در ماه محرم سری به اردبیل و تبریز بزنید آنچنان با زنجیر و قمه به جون خودشون میافتند آدم روانی هم بهشون میگه دیوانه و جالب اینکه زن آزاری رو غیرت می دونند
پاسخ عادل اشکبوس : درود بر شما
ولی من مثل شما فکر نمی کنم . آن مسآله عزاداری هم تنما در اردبیل و تبریز نیست که اینگونه است .
مردم آذربایجان مردمی غیور اند . من دوستان خوبی از این دیار دارم .
این مردم همواره پاسدار مرزهای ایران در برابر یورش طوایف وحشی شمال دریای مازندران بوده اند.
البته در میان هر قومی گروهی هم هستند که ناهنجارند. چه در میان فارس چه در آذربایجانی و ...
مهزیار
یکشنبه 1389/05/31 ساعت 14 و 51 دقیقه و 13 ثانیه
از توضیحاتتان ممنونم.
مهزیار
جمعه 1389/05/29 ساعت 23 و 18 دقیقه و 02 ثانیه
با سلام. اسم روستای ما ابارش هست اما معنی آن را نمیدانیم. در نزدیکی سبزوار
پاسخ عادل اشکبوس : وجه تسمیه ( شُـــوَند نام گذاری ) " روستای ابارش در نزدیکی سبزوار " :
ابارش، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران. این روستا در دهستان قصبه غربی است و بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱٬۱۰۴ نفر (۳۱۳ خانوار) بوده است.
به نظر می رسد ابارش پیوندی از آب و بارش باشد . شاید در گذشته بارش اینجا به نسبت روستاهای همسایه بیشتر بوده است . این تنها یک گمان زبان شناسانه است و برای دریافت معنای درست آن یاری مردم بومی بایسته و شایسته است .
آزیتا محسنی
جمعه 1389/05/29 ساعت 19 و 15 دقیقه و 52 ثانیه
واقعا نوشته های شما بی نظیر است . استاد دستت درد نکنه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

*پژوهشگر در زمینه ریشه یابی نامها و واژه ها
مدیر وبلاگ : عادل اشکبوس

جستجو

نظرسنجی

  • آگاهی ها و نگاشته های این تارنما از نگاه شما چگونه می باشد ؟




نویسندگان

رتبه سنج گوگل

رتبه سنج گوگل

شمارنده سایت