عادل اشکبوس یکشنبه 1394/01/30 ساعت 21 و 53 دقیقه و 26 ثانیه نظرات ()

 میدان خراسان

ریشۀ نام محلات تهران

بی­سیم نجف­آباد

زمین­های نجف­آباد بیرون دروازه خراسان بود. این نام در سندهای کهن خانه­های این محل یافت می­شود. به دلیل فعّالیّت مخابرات و نصب دکل بزرگ مخابراتی به بی­سیم نجف­آباد معروف شد. پیش از انقلاب اسلامی پارک ولیعهد نام داشت. پس از انقلاب به خیابان طیّب تغییر کرد؛ اما هنوز در میان برخی قدیـمی­ها به بی­سیم معروف است.

سیّد خندان

سیدخندان پیرمردی دانا و خنده ‌رو بود كه پیشگویی‌های او زبانزد مردم بود. دلیل نامگذاری این منطقه نیز معروفیّت سیّد خندان بود. بعدها نام سیّد خندان بر ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران نیز نهاده شد که موجب ماندگاری اسم شد.

فرمانیه

در گذشته املاک زمین‌های این منطقه متعلّق به كامران میرزا نایب‌السلطنه بود و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شد.

آقارضا شیرازی

درسال­های نخستین حکومت پهلوی قهوه­خانۀ آقارضا شیرازی پذیرای مهمانان و مسافرانی بود که از جادّۀ خراسان به سفر می­رفتند. این قهوه­خانه در خیابان شیرازی (شهید بنی طباء) بود؛ بعدها ایستگاه اتوبوس در سال 1338 در این محل برقرار شد و نام قهوه­خانه آقارضا شیرازی ماندگار شد. کم­کم این نام به «آقا رضا» مخفّف شد. هنوز نام آقارضا متداول است.

فرحزاد

  به دلیل آب و هوای فرح­انگیزش این گونه نامیده شد. فَرَح در عربی یعنی شادی و فرحزاد یعنی زاینده شادی؛ جایی که شادی­آور است.

تیر دوقلو

تقاطع شوش و 17 شهریور تیر دوقلو نام دارد. در گذشته یک تیر دوتایی در این تقاطع وجود داشت. تیر دوقلو یادگار همان تیر است. با اینکه آثارش نیست نامش مانده است.

دروازه دولاب، دروازه قزوین، دروازه دولت، دروازه شمیران، دروازه غار و دروازه خراسان

دروازه­های تهران دورۀ قاجار هستند که فقط نامشان مانده است.

شهرک غرب

دلیل نامگذاری آن ساخت مجتمع‌های مسكونی این منطقه با طرّاحی و معماری مهندسان آمریكایی و به مانند مجتمع‌های مسكونی آمریكایی بوده و در گذشته نیز خانۀ بسیاری از خارجی‌ها بوده است.

دركه

  می­توان آن را به معنای درِ کوچک و ورودی کم­عرض گرفت؛ اّما برخی آنرا مرتبط با نوعی كفش برای حركت در برف كه در این منطقه استفاده می‌شده و به زبان اصلی «درگ » نامیده می‌شده است دانسته‌اند.

لب خط

لب خط به معنای لب خط راه آهن است. تا 50 سال پیش هنوز ریل راه­آهن قطار دودی که از پارک کوثر واقع در خیابان خراسان شروع می­شد وجود داشت. اگر روزی آسفالت را بردارند، هنوز ریل سالـم است. بعد از آسفالت شدن خیابان شهرزاد، ریل به زیر آسفالت رفت.

آجودانیه

آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می‌كند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانۀ ناصرالدین شاه بود او در آغاز آجودان مخصوص شاه بود.

اقدسیّه

نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمین های آنجا را به باغ تبدیل و برای یكی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) كاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران

زمین‌های جماران متعلق به سید محمّدباقر جمارانی از روحانیان نامدار در زمان ناصرالدین شاه بوده است؛ امّا برخی از اهالی بر این باورند كه در كوه‌های این محلّه از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می‌آمدند و ریشۀ نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و برخی هم بر این باورند كه جمر و كمر به معنای سنگ بزرگ است و چون از این مكان سنگ­های بزرگ به دست می‌آمده ‌است‌، آنجا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.

پل رومی

پل رومی در واقع پل كوچكی بوده كه دو سفارت روسیه و تركیه را هم به هم ربط می داد. برخی هم بر این باورند كه نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است .

میدان خراسان

از آنجا که راه سفر به استان خراسان از این طرف تهران بود؛ دروازه آنجا را دروازه خراسان نامیدند. بعدها با ازمیان رفتن دروازه این منطقه را میدان خراسان نامیدند.

جوادیه

  بسیاری از زمین­های جوادیه متعلّق به آقای «فرد دانش» بوده است كه اهالی محل به او «جواد آقا بزرگ» لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز به دست جواد آقا بزرگ در این منطقه ساخته شد كه به نام مسجد فرد دانش هم معروف است.

داودیه

  میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این زمین­ها را برای پسرش ‌»میرزا داود خان‌» خرید و آن را گسترش داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل گفته شده داودیه نامیده شد.

دزاشیب

می­گویند در نزدیكی تجریش دژ بزرگی در این منطقه به نام «آشِب» وجود داشته و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجۀ محلی ددرشو می­گفتند.

قلهک

قلهک از دو واژۀ «قله‌« و «ک» تشكیل شده كه قله عربی شدۀ كله‌، مخفّف كلات به معنای قلعه است‌. باور اهالی این است كه به دلیل اهمیت آبادی قلهک كه سه راه گذرگاه‌های لشکرک ‌ک، ونک و شمیران بوده است ک‌، به آن( قله- هك) گفته شده است‌. نظر دوم منطقی­تر به نظر می­رسد.

خاوران

از آنجا که در شرق تهران بود خاوران نامیده شد. پیشتر جادّۀ خراسان نام داشت.

كامرانیه

زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌ تعلّق داشت  و سپس كامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین­های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین­ها كرد و سپس آنجا را كامرانیه نامید.

گمنام

به دلیل وجود پارک شهید گمنام در این محل؛ این محل را به اختصار گمنام نامیده­اند. محلّۀ گمنام در خیابان طیّب واقع است. وجود چندین مدرسه و مرکز فرهنگی در این محل و نوساز بودن بسیاری از خانه­های پیرامون آن موجب نیکنامی و شهرت منطقه شده است.

محمودیه

میان پارک­وی و تجریش یا ولی­عصر تا ولنجک، در این منطقه باغی متعلّق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آن را عباسیه نامیدند؛ سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.

نیاوران

نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر كرده است به این ترتیب كه نیاوران مركب از ( نیا+ وَر + ان نسبت) و در مجموع یعنی دارای پیشینۀ والا

ونک

نام ونک تشكیل شده است از دو حرف «وَن‌» به نام درخت و حرف «ک» كه نشانۀ کوچکی است؛ یعنی ون کوچک.

یوسف­آباد

  یوسف­آباد را میرزا یوسف آشتیانی مُستَوفی‌الْمَمالِک در شمال غربی دارالخلافۀ ناصری ساخت و به نام خود، یوسف­آباد نامید.

پل چوبی

پیش از این كه شهر تهران به شكل امروزی خود درآید، پیرامون شهر دوازده دروازه ساخته شده بود تا دفاع از شهر ممكن باشد؛ یكی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق­هایی پر از آب در اطرافش كه برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست ، امّا این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران

شِم به معنای سرد و «ران» به معنای دامنه است، پس شمیران به معنای «جای سرد» است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای «جای گرم» است. توضیح اینکه ته و جه و قه به معنای گرم است؛ مانند: جَهرُم و قَـهاوند و شِم و سِم و زِم یا زَم به معنای سرد است؛ مانند: سِمیرُم ، زَمهَریر و زمین و زمستان.

گیشا

احتمالاً نام گیشا كه در ابتدا كیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این محل (كینژاد و شاپوری) است.

منیریه

(در جنوب ولی­عصر) منیریه در زمان قاجار یكی از محلّه‌های اعیان­نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن كامران‌میرزا ، یكی از صاحب‌منصبان قاجار، به نام منیر گرفته شده‌ است.

خیابان جُردَن

دكتر ساموئل مارتین جردن (به انگلیسی: Samuel M. Jordan) از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ رئیس كالج آمریكایی تهران (دبیرستان البرز) بود. او  سازندۀ دبیرستان البرز و مدرسۀ دخترانه آمریكایی تهران بود.

دوستدار ایران بود و ایران را میهن دوم خود می­دانست و به دانش­آموزان ایرانی خدمات فرهنگی کرد. خیابان جردن در رژیم گذشته به نام او نامیده شد. پس از انقلاب این نام به آفریقا تغییر کرد.

جوانـمرد قصّاب

جوانـمرد قصّاب نام یک شخصیّت نیمه افسانه‌ای، نیمه تاریخی و آرامگاهی در نزدیکی شهر ری است. محلّۀ پیرامون این بقعه نیز ؤ جوانـمرد قصاب نام دارد. پیرامون شخصیت محلّۀ قصاب روایت‌های متفاوتی ذکر شده‌است.

در افسانه­ای آمده که کنیزکی‌ از جوانـمرد قصاب گوشت‌ خواست، امّا به‌ هر گوشتی‌ که‌ جوانـمرد به‌ او می‌داد، راضی‌ نـمی‌شد. جوانـمرد خشمگین‌ شد و پول‌ او را پس‌ داد. کنیزک‌ که‌ از سرزنش و آزار آقای‌ خود می‌ترسید، گریه‌ آغاز کرد. حضرت علی (ع) که‌ از آنجا می‌گذشت‌ پی برد و به‌ جوانـمرد گفت‌ که‌ به‌ کنیزک گوشت‌ بدهد. جوانـمرد که‌ حضرت علی (ع)‌ را نـمی‌شناخت، دست‌ خود را به‌ نشانۀ خودداری از پذیرش فرمان‌ آن‌ حضرت‌ تکان‌ داد؛ پس‌ از آنکه‌ حضرت‌ رفت‌، قنبر به‌ جوانمرد گفت : «تو شاه‌ مردان‌ را نشناختی‌؟!» جوانمرد دو چشم‌ خود را با کارد بیرون‌ آورد و دست‌ خود را با ساطور از تن‌ جدا کرد و به‌ قنبر گفت‌ که‌ او را نزد علی‌ (ع)‌ ببرد. حضرت‌علی‌ فرمود چشمان‌ و دست‌ وی‌ را در جای خود بنهند، سپس‌ فاتحه‌ای‌ خواند و بر جوانمرد دمید، فوراً چشمان‌ و دست‌ او درست‌ شد.

ابیات‌ لوحه قبرِ داخل‌ بقعه‌ نشان‌ می‌دهد که‌ صاحب‌ آن‌ را همان‌ پیر افسانه‌ای‌ صنف‌ قصاب‌ دانسته‌اند. محلۀ اطراف‌ بقعه‌ نیز جوانمرد قصاب‌ نام‌ گرفته‌ و قصّۀ جوانمرد قصاب‌ برای‌ مردم‌ این‌ محل‌، معروف‌ و مقبره او زیارتگاه‌ است‌. مقبره‌های‌ دیگری‌ هم‌ در برخی‌ روستاها به‌ نام‌ جوانمرد قصاب‌ وجود دارد و احتمال‌ دارد همۀ آنها مقبره‌هایی‌ نـمادین‌ برای‌ شخصیّت‌ افسانه‌ای‌ جوانمرد قصاب‌ باشند. قصابان‌ افغانستان‌ شب‌های‌ جمعه‌ به‌ نام‌ جوانمرد قصاب‌ نذری‌ می‌دهند و در هنگام مراسم‌، یکی‌ از پیران‌ خانواده ، افسانه جوانـمرد قصاب‌ را بازگو می‌کند./عادل اشکبوس/دانشنامه نامها و واژه ها/انتشارات مدرسه