نتیجه تصویری برای شهر ساوه

ریشۀ نام ساوه

در ریشه­یابی نام ساوه میان زبان­شناسان هم­سخنی و هم­اندیشی نیست. مینورسكی در مقالۀ ساوه در چاپ نخست دائرة المعارف اسلام «طلا تكه« یا «خرده­های زر» معنا کرده است. شاید به دلیل اینكه خاک ساوه از نظر حاصلخیزی مانند طلا دارای ارزش بوده است، بدین دلیل این نام را بر منطقه نهاده­اند.

برخی گویند ساوه تغییریافتۀ واژه «سه‌آبه» به معنای مکانی با سه رودخانه است.

ساوه در متون كهن و فرهنگهای فارسی باج و خراج است و زری است كه پادشاهان نیرومند از پادشاهان کم­توان می­گیرند.

گروهی نام آن را برگرفته از واژۀ اوستایی «سَوا» و یا واژۀ پهلوی «سَوَکا» دانسته‌اند.

در شاهنامۀ فردوسی نام ساوه به عنوان خویشاوند کاموس کُشانی آمده است و برخی نام ساوه را نام این پهلوان می­دانند.

یکی خویشِ کاموس بُد ساوه نام       سرافراز و بر جای گُسترده کـام

وز ایـرانـیــان نامــوَر مرد چـنـد        به دژ مانـد با ساوه ارجُـمـنـد

بـیـامـد ز راه هـری سـاوه شـاه         اَبا کوس و پیلان و گنج و سپاه

امّا نظری دیگر نیز هست که در پی یافتن ریشه­ای تُرکی برای نام ساوه است. نام شهر ساوا (ساوه) منتسب به پادشاه اسطوره­ای توران زمین كه از او در ادبیات فارسی به نام «ساوه شاه» یاد شده می­باشد. گونۀ نخستین این نام سابا است. این نام به معنای جنگجو (بن مصدر سابا ماق، ساوا ماق) و یا مدافع (از بن مصدری ساب ماق، ساو ماق به علاوه پسوند «ا» می­باشد.

ساوه در روزگار پارتیان با نام (سواكینه) یكی از جایگاه­های مهم میان­راهی و در سدۀ هفتم پیش از میلاد یكی از دژها و جایگاه­های سرزمین ماد به شمار می­رفته است.

تاریخ طبری کهن­ترین تاریخی است که نام ساوه در آن آمده است. در پایان روزگار ساسانی و در آغاز دورۀ اسلامی یعنی سال 22 هجری ساوه جزو ایالت کوهستان یا جبال بوده است.

در سال 617 هجری قمری برابر 1220 میلادی مغولان شهر را ویران كردند و همۀ مردم آن را از دم تیغ گذراندند.  در فاصلۀ دو سده با گذشت زمان ویرانی­های ناشی از حملۀ چنگیز و تیمور بازسازی شد و به دلیل بودنِ بر سر شاهراههای ایران دوباره آباد شد .

حمدالله مُستوفی درباره ساوه چنین نوشته است: «در اوّل در آن زمین بُـحَیره (دریاچه) بوده و در شب ولادت رسول اکرم (ص) آب آن به زمین فرو شد و آن از مشروبات بوده است و بر آن زمین شهری ساختند. بانی آن معلوم نیست و در حمله مغول­ها باروی آن دچار خرابی شد... هوایش به گرمی مایل است و آبش از رودخانه مزدقان و قنوات مشروب می شود.»/عادل اشکبوس.دانشنامه نامها و واژه ها